blog.ir :: بلاگ
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 20:04
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشن...
خطر خطر خطر.. عر عر عر عر.
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
کاش امتحانا به خیر بگذرن من دیگه هیچی نمیخوام...
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
هیچ تمایلی به درس خوندن ندارم
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
و ان الله بصیرٌ با العباد...
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
یه جور خوبی آرومم..
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
:))
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
اقا بچه ها نظراتو باز کنم ببندم چیکار کنم؟ :/ حس میکنم فک میکنین چیزی نباید بگین :دی این از این دیگه اینکه واسه هر مبحث ده تا سوال حل کردم بسشه :/ دفترش و کتابم دوباره میخونم دیگه توکل به خدا :) فردا رو هم میخوام روزه بگیرم اذان حدوداً چهار و بیست دقیقهس نمیدونم ساعت بزارم رو چند :/ بعد اینکه چرا با...
#موقت
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست...
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
رمز ثابت از این به بعدو خواستین بگین بدم بتون
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
بازآ.. کین دل همان خرابهایست کاندر آن بودی..
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 13:52
حال مرا نــپــرس که هنجار ها مرا..مجبور می کنند بگویم که "بهترم"..#نجمه_زارع---دست از شب و روز گریه بردار؛گلم..!با پای خودم میروم اینبار؛گلم..!#علیرضا_آذر
هدف کلیدی این وبگاه اینترنتی .
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
جوانان این دوره و زمانه ، با توجه به اینکه تماماً سرشان توی گوشی است ، احتمال منهدم شدنشان توسط جنگ جرم علیه ایران زیاد است ، این وبگاه قصد دارد با آشنا کردن شما با درس روح بخش و جان افزای آمادگی دفاعی ، شما را در فضای مجازی به طریقت های دفاعی بیاموزد . باشد که رهنمون های انقلابی امام را سرلوحه ی خو...
چرا باید دفاعی بخوانیم ؟!
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
« دفاع جزئی از هویت یک ملت زنده است. هر ملتی که نتواند از خود دفاع بکند، زنده نیست؛ هر ملتی هم که به فکر دفاع از خود نباشد و خود را آماده نکند، در واقع زنده نیست؛ هر ملتی هم که اهمیت دفاع را درک نکند،به یک معنا زنده نیست.»
به نام پروردگار چرت و پرت.
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
خواهران و برادرانی که آنفالوع کردید. به درک. هارهار. من به عنوان کسی که دفاعی اش را بیست شده اینجا هستم تا همه ی چرت و پرت هایم را بکنم توی چش و چالمان فقط نمیدانم ادرس و اسم را عوض بکنم با نکنم. وای خدا چیکار کنم آهومو پیدا کنم. وای چه کنم وای چه کنم. کاشکی اونو میبستم. زهرمار خواهران و برادران دین...
آیا وخت آن نرسیده است که ایمان بیاورید من فوقولاده ام؟
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
احساس میکنم خری تنها هستم که تنهایی در مزرعه میچرد و عرعر میکند و میرود به خانهی صاحبش جفتک میزند و کسی حواسش نیست و نمیآید بگوید هی تو! چرا با شیب فلان جفتک زدی؟ :| والا بخدا. دیگر نه به آن وبلاگهای قبلی برمیگردم نه به آدمهای قبلی. گیسطلا هم که بچهی خوبیست و این حرفها را برنمیتابد. ر
تو که عروسکی تو که ملوسکی دیوونه ی اون چشاتم.
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
میدانید؟ نه نمیدانید. هااارهااار. خاب راستش را بخواهید میخواهم یکسری اچرات و اپرات توی چش و چالتان فور ببرم. مثل همیشه. دیشب ساعت ۰۱:۰۱ عربیام تمام شد و امروز ساعت ۱۰:۰۱ خانه بودم. ایمان نمیآورید؟ به درک نیاورید. من خیلی آدم فراخی هستم چون از ساعت هشت و نیم صبح تا ساعت شش بعد از ظهر داشتم کلمه
من فقط خودمم. همین!
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
حس میکنم دارم وبلاگ نویسی رو به لجن میکشم با بلاگر بودنم و پست گذاشتنم و کامنت گذاشتنم... ولی خب من ادامه میدم، حتی اگه تنهای تنهای تنهای تنهای تنهای تنهای تنها بشم.
خوشبختیِ روزهای کودکی!
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
مثل بچگیهایم، امروز نازم خریدار دارد. همهچیز همان است که دلِ کوچکم میخواهد. ناهارمان غذای موردعلاقهی من است. همانطوری که من دوست دارم یعنی عدسپلو با کشمش و تهدیگ نانی. اصلاً امروز همهچیز بوی خوشبختی میدهد. نشستهام پای پنجرهی اتاقم و نسیم خنکی میآید. منتظرم نسیم موهایم را خشک کند. احسا
خودتان زشت هستید آشمقهای اَحقال. عصنشم که :|
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:31
میدانید در این پست اختصاصاً میخواهم در رابطه با شوعر صوبت کنم. شوعر اصولاً مقوله ی جالبی نیست. فکر کن تو حوصله ی تحمل کردن لَش خودت را هم نداری بعد یک الاغ دیگر مثل خودت را هم باید تحمل کنی. چرا میگویم الاغ؟ چون خدا گفته. البته خدا به این صراحت صوبت نمیکند و خدا خیلی مودب و گوگولی و عشق است.